كميته كارگري پويا |
كارگران اخراجي كارخانه سما در شرايط معيشتي بسيار بدي به سر ميبرند. اين كارگران كه تعداد زيادي از آنها هم خانمهاي كارگر ميباشند براي در آوردن مينيمم پول براي گذران زندگي مجبور شده اند كه در محيط كارخانه كشاورزي كنند.
كميته كارگري پويا
يك فعال كارگري در كارخانه ايران لنت در پاسخ به اين سوال كه چرا وضعيت توليد و فروش واحدهاي توليدي به اين شكل در آمده است به بايد يكي شويم گفت:“بحث تحريمهاي اقتصادي كه كشورهاي خارجي در قبال صنعت ايران پيش گرفته اند اصلا بي تاثير نيست.البته بايد اين هشدار را به مسؤلين كشور داد كه با اين روند بي دنده و ترمزي كه پيش ميروند و اين سياستهاي غارتگرانه است كه باعث وقوع چنين تحريمهايي شده است. دود اين تحريمها مستقيم به چشم قشر مستضعف ميرود والا بالا نشينها و دولتيها كه ميلياردها دلار سرمايه و پس انداز دارند.”وي افزود:“ افزايش قيمت لاستيك و كائوچو و مواد نفتي باعث ركود بازار ما شده است.واردات اجناس چين رقابت ما را شديد كرده است اين واردات بازار ما را راكد كرده است.”
انجمن همبستگي با كارگران
بن هاي غير نقدي كارگران واحد توليدي كارخانجات توليدي تهران قطع شده است.يك فعال كارگري در اين خصوص به فرياد كارگر گفت:” در يك كلام علت اين اقدام از طرف مديريت زور است.هر وقت هر تصميمي بخواهد ميگيرد و الان هم اين تصميم را بر عليه كارگران گرفته است.متاسفانه كارخانه ما با مشكلات زيادي مواجه شده است. پرداخت حقوقها تحت تاثير عدم نقدينگي دچار مشكل شده است.كارگران مشكل دارند و از آنجا كه من را امين خودشان ميدانند با من درد دل ميكنند.“وي درادامه افزود:” چند روز پيش بود كه يكي از كارگران با چشمهاي اشك آلود به من مراجعه كرد و گفت من حتي نميتوانم سالي يك بار هم براي زن و بچه ام گوشت بخرم ولي همين بن هاي بخور و نمير را هم از ما گرفته اند.” اين فعال كارگري گفت:“ اگر همين ميزان هم براي كارگران تسهيلات به وجود آمده است صرفا به خاطر همت شورا بوده است وگرنه مديريت هيچ نگراني اي درباره وضعيت كارگران ندارد.
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
سلام دمکرات

در پی اعتراضات آرام، اما گسترده ی کارگران کارخانه لاستیک البرز دو عضو شوراي اسلامي كار اين كارخانه استعفا دادند.
اعتصاب آرام كارگران لاستيك البرز كه از ابتداي هفته جاري آغاز شده بود، در حالي ادامه دارد كه بهگفته كارگران هنوز هيچ مقام مسوولي خود را موظف نميداند كه به خواستههاي اين كارگران رسيدگي كند.
يكي از كارگران كارخانه لاستيك البرز به خبرنگار «ايلنا» گفت: به نظر ميرسد مسوولان محلي به اندازه كارفرماي اين كارخانه نسبت به اعتصاب آرام ما بيتفاوت هستند.
وي با يادآوري اعتصاب فروردين ماه كارگران اين كارخانه كه با مداخله عوامل انتظامي و دستگيري تعدادي از كارگران اين كارخانه به پايان رسيد، گفت: هيچكدام از ما قصد نداريم شلوغبازي كنيم اما فكر ميكنم مسوولان زماني به خواستههاي امثال ما رسيدگي ميكنند كه صداي اعتراض بلند شده باشد.
از شنبه اين هفته كارگران كارخانه لاستيك البرز در اعتراض به تحقق نيافتن وعدهاي كه پيشتر مديريت در خصوص پرداخت حقوق ارديبهشت ماه داده بود، اعتصاب خود را از سرگرفتند.
با وجود آنكه يك روز پس از آغاز اين اعتصاب، مديريت پرداخت دستمزد ارديبهشت ماه كارگران را شروع كرد اما اعتصابكنندگان اعلام كردند تا زماني كه مطالبات آنها بهطور كامل پرداخت نشود، حاضر به كار نخواهند بود. نزديك به ???? كارگر در كارخانه لاستيك البرز مشغول به كار هستند. اين كارگران از زمستان گذشته تاكنون در پرداخت مطالبات قانوني خود با مشكلاتي از سوي كارفرما روبرو بودهاند.
علاوه بر پرداخت نامنظم مطالبات كارگران لاستيك البرز، نامشخص بودن وضعيت توليد نيز باعث شده اين كارخانه به يكي از جنجاليترين كارخانههاي بحرانزده كشور تبديل شود.
گزارشي از وضعيت مجتمع صنعتی سماء - سنندج
کارخانه سماء اصلا فرد یا افرادی به نام نماینده کارگران و يا شوراي كارگري نداشته و ندارند.در پي اخراجهاي اخير در اين كارخانه کارگران فردي به نام عبدالله رسولی را به عنوان نماینده انتخاب کردند که زير نظر كارفرما بود و حركتهاي ضد كارگري داشت و کارگران را از اعتراض نسبت به حقوق خود باز می داشت و اينك شاهد هستيم كه اين فرد كه مثلا نماينده كارگران است اقوام خود را به کارخانه آورده و مشغول به کار كرده است.
اينك وضعيت معيشتي 47 كارگر اخراجی سما به شدت وخيم است.اکثر آنان به شغلهای کاذب ودست فروشی پرداخته اند.از اين تعداد تنها 4 يا 5 نفر شامل بیمه بیکاری شده اند. کارگرانی که تقریبا هرکدام به مدت 3 يا 4 يا 7 يا 8 سال کارکرده اند اينك بايد شاهد چنين بی عدالتی و رشوه خواریهايي از طرف اداره کار شهرستان قروه باشند و حتي بیمه بیکاری هم به آنان تعلق نگيرد. جالب اينجاست كه بعد از مدت 5 ماه هنوز پرونده بیمه بیکاری اين كارگران در استان در حال بررسی میباشد اما بررسي ها در لابه لاي دفترچه آقايان مسكوت باقي ميماند و نهايتا به فراموشي سپرده خواهد شد. علت ندادن بیمه بیکاری به کارگران از طرف اداره کار چنین عنوان شده است كه به علت چند سالن بودن کارخانه واینکه هرچند ماه را با اسم یک سالن رد نموده اند. در حالی که چند سال است که فقط یکی از سالن ها در حال کار میباشد و بقیه به مدت بيش از 7 سال است که کار نکرده اند و هر بار برای آوردن وام از نام سالن های (شیان و پارگل و ظریف ناز و مبتکر و....) استفاده کرده و وام های هنگفتی را آورده وبرای تجارت خود در خارج از کشور استفاده میکنند.
امنيت اجتماعي يا جنايت براي بقا

آيا آنگونه كه حكام بر مسند مدعي هستند، قربانيان عامل شكستن هنجارهاي اجتماعي بودند و آن چه جلادان كرده اند مطابق نامگذاري ادعايي، طرحهايي براي تأمين امنيت اجتماعي است؟
راستي هنوز هم ترديد داريم هدف چيست! اينها قربانيان كدام امنيت هستد؟!
روزنامة حكومتي همميهن به نقل از معاون دادگستري استان فارس: ”به منظور برقراري امنيت کامل در جامعه، از اين پس تقريبا هر هفته يک نفر در شيراز اعدام ميشود“.
مهم اين نيست كه قرباني چه جرمي دارد, مهم اين است كه كساني براي آويزان شدن از طناب دار به طور مداوم و مرتب وجود داشته باشند، اگر هم نبودند , آنطور كه روزنامة حكومتي اعتماد ملي نوشت: قرباني حتي به حكم قرعه بايد انتخاب شود.
علت را ميتوان از ناظران خارجي نيز پرسيد: آيا هدف تأمين امنيت اجتماعي است؟
كميته كارگري پويا
نامه اي از فرزاد کمانگر
“نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود “¹
هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم، ناخودآگاه “خون ارغوانها”²در ذهنم تجلي دوباره يافت. خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم، لحظه ورود به راهروهاي ۲۰۹ و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان، بوي خفقان و بيداد باشد.
چشم بند تا خروج از ۲۰۹ جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند.
۲۰۹ يعني انفرادي، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين، تحقير، بازجويي هاي چندين و چند ساعته، بي خبري مطلق، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي. انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد. اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است، خمير دندان، صابون، شامپو، پتوهاي سياه بد بويت، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند. شايد به دنبال ردي از لبخند، اميد، شادي، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد، مبادا به “خواب شيرين” رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد.
به ديوارها که چشم ميدوزي به يادگاريهايي که ميهمانان قبلي سلولت از خود به جا گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار، همه به اينجا سري زدند. گويي درون ۲۰۹ عدالت در حق همه به طور مساوي اعمال شده است چون اينجا فارغ از قوميت، فازغ از جنسيت، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه اي همه به گونه اي مساوي به زندان مي آيند.
از سلولهاي انفرادي تا سلولهاي عمومي تنها بيست تا سي متر فاصله است که بعضي ها چند ساله و بعضي ها چند ماهه طي ميکنند، سلول عمومي يعني ديدن و حرف زدن با انسانهايي شبيه خودت يعني شنيدن صداي انسانهايي که بايد صدايشان شنيده شود، سلول عمومي يعني نوشيدن يک ليوان چاي داغ يعني رفتن به حمام به دلخواه خودت، سلول عمومي يعني اجازه اصلاح سر و صورت و براي بعضي ها يعني اجازه ديدن چشمان نگران عزيزان، پشت ديوارهاي شيشه اي و براي من يعني رفتن به هواخوري بعد از ماهها، بعد از ماهها براي اولين بار به هواخوري رفتم، هقته اي سه بار و هر بار ۲۰ دقيقه، هواخوري اتاق کوچکي بود با ديوارهاي بلند و سقفي نرده کشي شده و مشبک، براي من که آسمان و خورشيد را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگريسته بودم اينجا گويي آسمان را پشت ميله ها زنداني کرده بودند.خورشيد دزدکي به گوشه اي از هواخوري سرک کشيده بود و انگار او هم ميدانست که نبايد به ديوارهاي امنيت ملي نزديک شد، دوربيني هم بالاي سرمان تند و تند ميچرخيد تا همه جا را زير نظر داشته باشد، مبادا با خورشيد خانم نگاهي رد و بدل کنيم و چشمکي بزنيم که به حساب “ارتباط با بيگانگان” گذاشته شود و يا به نسيم بگوييم “حال همه ما خوب است” و اين خبر موجب “تشويش اذهان عمومي” گردد و ديوارهاي هواخوري نيز آنقدر لکه هاي ناشيانه رنگ بر آنها ديده ميشد که ديوارها را بد منظر کرده بود “هر چند که زيباترين ديوارها اگر ديوار يک زندان باشند باز شايسته تخريبند”.
ديوارهاي ۲۰۹ رسالت خطير خود يعني جدا کردن زندانيان از يکديگر را به خوبي انجام نداده بودند. اينجا ديوارها قاصد دوستي و نامه رسان شده بودند، پس بايد مجازات ميشدند و هر هفته بر تن ديوار رنگ تيره تر ميکشيدند تا در نهايت روزي با سنگ سياه نقش پوشش کردند. ديوارهاي هواخوري براي زندانيان تخته سياه، روزنامه ديواري و حتي ترک ديوار نقش صندوق پست را ايفا ميکرد و پيام زندانيان را به هم ميرساند. ديوارها پر بود از خبرها و اسامي دانشجوها، آنها که از تير ماه ۷۸، نه نه…!!، دورتر… از ۱۶ آذر آمده بودند، آنها که سالهاست پاي ثابت انفراديها هستند و با جسارت تمام مينوشتند “دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد” و اسم دانشگاه خود را زيرش مينوشتند. جوان ديگري آرم ان جي اويشان را با ظرافت تمام روي ديوار طراحي ميکرد هر چند بار رنگ ميزدند اما او دوباره و چند باره ميکشيد و کساني هم طلب اخبار ميکردند. من هم روزي بر ديوار هواخوري نوشتم سلام، با خودم گفتم “سلامت را نخواهند پاسخ گفت” ولي خيلي زود نوشتند، “سلام شما؟!” و دوستي هايمان آغاز شد، از دانشجوها گرفته تا زنداني القاعده اي که بعدها در رجايي شهر معلم زبان انگليسي ام شد، کلي دوست “ديوارگي” پيدا کرده بود و روزي که انفراديها پر شده بود و جا براي تازه واردها کم آمد به ناچار خيلي ها را در يک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همديگر ار ميشناختيم. پلي تکنيکي ها، تحکيم وحدت، مسيحي ها، ترک، بلوچ، کرد و…، انگار سالها بود همديگر را ميشناختيم، يکي آرايشگر ميشد يکي آشپز، تا صبح مي نشستيم و از دردهاي جامعه ميگفتيم، هر چند دردهايمان مشترک بود اما تا صبح صحبت ميکرديم و صبح ما را صداي گريه سيد ايوب زنداني بلوچ بغل دستي که سالها اينجا بود به خود مي آورد، آنقدر کسي فريادش را نشنيده بود که به خدا نامه مينوشت و در هواخوري ميگذاشت و با صداي گريه او سکوتي سنگين بحث ما را خاتمه ميداد و گاهي صداي پاشنه کفش زني ما را به سکوت وادار ميکرد، از فرط خوشحالي و هيجان از سوراخ کوچک در، يا از لاي پره هاي رادياتور سلول ۱۲۱ به بيرون نگاهي مي انداختيم، زني بود که با چشماني بسته به سوي اتاق بازجويي ميبردنش، چادري به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود، قامت او ترازوهاي عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان ميداد. اين صداي آشناي پا، اعلام حضوري موقرانه بود تا به ما بگويد اينجا هم زندگي و مبارزه بي صداي پاشنه هاي بلند معنايي ندارد، کمي تامل و ساعتي فکر کردن ميخواهد تا متوجه شوي همه يکي بوديم.
اتاق بازجويي مان همان اتاقي بود که راننده هاي شرکت واحد و معلم ها بازجويي شده بودند، ميز بازجويي همان ميزي بود که دانشجوها بر روي آن يادگاري نوشته بودند و تختي که من روي آن ميخوابيدم، همان تختي بود که “عمران” جوان بلوچ قبل از اعدام رويش نوشته بود دلم براي کوير تنگ شده، چشم بندمان هم همان چشم بندي بود که اعضاي کمپين يک ميليون “فرياد خاموش” به چشم داشتند، پس نبايد غريبگي کرد و نبايد همديگر را فراموش کرد، اينها همه يک جورهايي آشنايند، اينجا همه چون شمايند، راستي، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد…
معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام
بند بيماران عفوني (۵) زندان رجايي شهر کرج
فرزاد کمانگر - ۱۰/۳/۸۷
بازداشت دانشجویان ادامه دارد: یک دانشجوی دیگر در مشهد و ۳ دانشجو در زنجان بازداشت شدند
بازداشت های گسترده دانشجویان همچنان ادامه دارد. روز گذشته نیز یک دانشجوی دیگر در مشهد و 3 دانشجو در زنجان بازداشت شدند. محمد احسانی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه سیستان بلوچستان و عضو کمیته پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی شب گذشته در مشهد و پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی سه فعال دانشجویی روز گذشته در زنجان بازداشت شدند. با بازداشت 14 دانشجو در مشهد، 3 دانشجو در تهران و 3 دانشجو در زنجان تعداد دانشجویان بازداشت شده طی روزهای گذشته به 20 نفر رسیده است. بازداشت های گسترده دانشجویان طی هفته جاری در شهرهای مختلف کشور در حالی ادامه دارد که وضعیت و محل نگهداری خبری در دسترس نیست و خانواده های این دانشجویان در نگرانی به سر می برند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر نیروهای امنیتی پس از بازداشت این دانشجویان، منازل کلیه این دانشجویان را تفتیش کرده و برخی از وسایل آنان را ضبط کرده اند. در بعد از ظهر 17 تیر و روز 18 تیر، علی قلی زاده، علی صابری، رضا عرب، مهدی قدسی، اشکان ارشیان، امیر سرابی، مجتبی عمادپور، بیات در مشهد بازداشت شدند. پیش از آن نیز در هفته گذشته توحید دولتشناس، محمد زراعتی، فرزاد حسن زاده، سجاد رجبی و محمد میزبان در مشهد بازداشت شده بودند. در تهران نیز طی روزهای گذشته مجید اسدی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، مهدی خدایی و سلمان سیما، از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد، بازداشت شده اند. بنابر گزارش ها دانشجویان بازداشت شده در تهران به زندان اوین منتقل شده اند.
امروز 18 تير ماه حدود 2000 نفر از دانشجويان و مردم دلير در مقابل دانشگاه تهران تجمع كرده اند. اما تعداد بسيار زيادي مامور سركوبگر نيروي انتظامي از ادامه تجمع جلوگيري ميكنند. تعداد زيادي هم از ساير اقشار در محل هستند كه هنوز نتوانسته اند بطور متمركز در آنجا جمع شوند. در داخل دانشگاه هم تعدادي ميخواستند بصورت جمعي تظاهرات كنند و از درب دانشگاه خارج شوند كه به آنها اجازه داده نشد.
اما در مقابل درب دانشگاه هم كسي نتوانسته بايستد. نفرات از درب دانشگاه تا انتهاي 16 آذر در تردد بودند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران برنده جایزه سال ۲۰۰۸ رز نقره ای همبستگی اروپا شد.طبق آخرین اخبار رسیده به سندیکای کارگران شرکت واحد ، این نهاد مستقل صنفی در شصتمین سال تاسیس سولیدر، برنده جایزه سال ۲۰۰۸ این نهاد شده است.این نهاد در سال ۱۹۴۸ در راستای کمک بین المللی به کارگران جهان بنیان گزاری شده و مستقیما با کنفدراسیون بین المللی کارگران آزاد(ITUC) و کنفدراسیون اتحادیه های کارگری اروپا(ETUC) و سازمان جهانی کار(ILO) همکاری… می کند و هر ساله جایزه رز نقره ای را به افراد و نهادهای واقعی و آزاد اهدا می کند.
قابل ذکر است این جایزه در سال ۲۰۰۵ به آقای خوان سوماویا رئیس سازمان جهانی کار اهدا شده بود.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه این پیروزی را به همه کارگران جهان تبریک می گوید و ازسولیدر و همه دست اندر کاران آن ، فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل و کنفدراسیون بین المللی کارگران آزاد همه کسانی که در تحقق این امر زحمت کشیده اند تشکر و قدردانی به عمل می آورد.
با امید به گسترش صلح و عدالت در همه جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
شوراي اسلامي کار شرکت واحد خواستار برخورد جدي مسوولان دستگاه قضايي با ضاربان راننده شرکت واحد شد.
علي اکبر عيوضي از اعضاي شوراي اسلامي کار شرکت واحد در تشريح حادثه چاقو خوردن راننده اين شرکت که روز گذشته روي داد؛ گفت: در اين حادثه سرنشينان يک خودرو پژوي سواري پس از تصادف با يک دستگاه اتوبوس شرکت واحد، راننده اتوبوس را با چاقو مجروح کردند.
وي گفت: در اين حادثه که روز گذشته در ايستگاه بوعلي خط اتوبوسهاي تندرو روي داد؛ احمد عسگري، راننده شرکت واحد از ناحيه سر و کتف مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفت.
اين فعال کارگري با بيان اينکه در حال حاضر راننده مجروح در بيمارستان امام حسين بستري است، گفت: در اين حادثه يکي از مسافران اتوبوس نيز در دفاع از راننده شرکت واحد از سوي سرنشينان خودروي پژو مجروح شد.
وي با بيان اينکه رانندگان شرکت واحد از نظر انجام وظيفه فرقي با ماموران انتظامي ندارند؛ گفت: در چند سال اخير بارها رانندگان شرکت واحد در حين خدمت مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند.
اين عضو شوراي اسلامي کار شرکت واحد گفت: به منظور جلوگيري از تکرار چنين حوادثي اعضاي شوراي اسلامي کار، کارگران و مديريت شرکت واحد خواهان برخورد جدي مسوولان شرکت واحد با ضاربان اين راننده هستند.
منصور اسالو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه ۱۰/۴/۱۳۸۷ جهت معاینات چشم و قلب از زندان اوین به بیمارستان شهید لبافی نژاد منتقل شده بود، پس از معاینه پزشکی توسط متخصصین، با وجود اعلام پزشکان بیمارستان در رابطه با مراقبت از اسالو در بهداری زندان، نامبرده به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
به گفته پروانه اسالو، با وجود این که پزشکان تاکید داشتند وی باید تحت مراقبت باشد، اما ماموران زندان نه تنها به این گفته پزشکان متخصص توجهی نکردند، وی را همان روز به بند ۳۵۰ زندان اوین انتقال دادند. وی یادآور شد با توجه به اینکه اسالو چند عمل جراحی چشم را پشت سر گذاشته و از نظر قلبی و استرس تنفسی نیاز به مراقبت دارد، نظر پزشکان بر دور بودن وی از استرس حاکم بر فضای زندان است.
وی با اشاره به ادامه تلاشها برای یافتن راهی که همسرش بتواند برای درمان خود از حق قانونی مرخصی استفاده کند، گفت: امیدواریم با انتقال همسرم به بند زندان در پروسه پزشکی وی اخلالی ایجاد نشود.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
درخواست حقوق برابر موجب اخراج شد
اجرايي خانه كارگر گفت: تعداد ۲۰ نفر از كارگران يک شركت در شهرستان به دليل مطالبه حقوق و مزاياي خود اخراج شدند. غلامرضا محمدي در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: در هفته گذشته كارگران اين شركت تقاضاي پنج ماه حقوق عقب مانده خود را مي كنند كه به اين علت ۲۰ نفر از كارگران توسط شركت تسويه حساب و اخراج مي شوند. وي افزود: نتيجه حاصل از اين اتفاق اين است كه اگر كسي بخواهد از حق خود دفاع كند بايد اخراج شود. محمدي با اشاره به کار و تلاش زياد کارگران در طبس حتي در دماي ۵۵ درجه شهرستان افزود: چالشهاي موجود در جامعه كارگري به دليل قراردادهاي موقت و نظارت نكردن مسوولان بر عملكرد شركتهاي خدماتي و پيمانكار است. وي ادامه داد: ما اين كارگران را به اداره كار راهنمايي مي كنيم تا در آنجا به مسئله آنان رسيدگي شود ولي با توجه به اينكه آنها قرارداد موقت هستند نه نماينده كارگر و نه اداره كار نمي تواند در حال حاضر كاري برايشان انجام دهند. دبير اجرايي خانه كارگر شهرستان طبس درخصوص عدم پرداخت عيدي، پاداش، بن کارگري و غيره از سوي اين شرکت به کارگران اخراجي گفت: عدم پرداخت اين مزايا به کارگران در حالي اتفاق افتاده که در قانون مشخص شده است به ازاي هر ماه چه مقدار عيدي و چه مقدار سنوات، بن كارگري، حق مسكن، عايله مندي و مرخصي بايد به كارگر داده شود. وي افزود: متاسفانه شركتهاي پيمانكاري به كارگر به جهت اينكه مجبور به تامين هزينههاي خانواده است فشار آورده و مزاياي آنها را پرداخت نميكنند. يكي از اين كارگران اخراجي گفت: مدتي است كه براي اين شركت كار كردهايم و وقتي كه به حسابدار شركت مراجعه كرديم و خواستار عيدي، پاداش، بن كارگري و ساير حقوق و مزاياي قانون كار شديم وي به ما گفت، اين موارد به شما تعلق نمي گيرد.
اوج گیری اعتراضات کارگری درایران خودرو
طبق اخبار واصله، اعتصاب کارگران ايران خودرو با خواست افزايش حقوق با پيوستن شيفتهاي عصر و شبکار ادامه دارد. کارگران کارخانه ايران خودرو که از روزهاي گذشته در راستاي پيگيري مطالبات صنفي خود با شعار “زندگي شايسته حق مسلم ماست” و “اضافه کاري اجباري لغو بايد گردد” دست به اعتصاب زدهاند، امروز نيز در ساعت غدا از حضور در سالنهاي غذاخوري شرکت خودداري کردهاند. در همين حال يک منبع آگاه از پخش اطلاعيههايي در بين کارگران خبر داد که در آن کارگران به ادامه اعتصاب غذا تا دستيابي به حقوق واقعي دعوت شدهاند. در اين اطلاعيه خواستههاي کارگران به اين شرح عنوان شده است؛ ۱- آزادي تشکلهاي کارگري عدم ورود حراست به سالنها ۲- لغو اضافه کاري اجباري و برداشتن سقف اضافه کار عادي ۳- افزايش حق آکورد (حق بهره وري) ۴- افزايش حقوقها متناسب با افزايش قيمتها در کشور ۵- لغو قراردادهاي موقت و استخدام رسمي کارگران ۶- جلوگيري از گسترش شرکتهاي پيمانکاري و انتقال کارگران آن به خود شرکت ۷- شرکت نمايندگان کارگران در کميته طبقه بندي مشاغل ۸- شرکت نمايندگان کارگران در کميته تشخيص کارهاي سخت و زيان آور ۹- کاهش فشار کاري با استخدام نيروهاي جديد...
اخراج کارگران درمانگاه مهديه همدان
13 کارگر اين درمانگاه با بيش از 20 سال سابقه کار هفته پيش به بهانه ضرر و زيان درمانگاه اخراج شدند.
يک فعال کارگري استان همدان از اخراج کارگران درمانگاه مهديه همدان خبر داد.به گزارش دسترنج، احد معبودي اظهار داشت: درمانگاه مهديه همدان با بيش از 30 سال سابقه فعاليت با بستن درمانگاه اقدام به اخراج کارگران خود کرده است.وي افزود: 13 کارگر اين درمانگاه با بيش از 20 سال سابقه کار هفته پيش به بهانه ضرر و زيان درمانگاه اخراج شدند.
تجمع کارگران مجتمع هما مرغ در مقابل فرمانداري مهاباد
57 تن از کارگران مجتمع هما مرغ وابسته به کشت و صنعت مهاباد، صبح روز جمعه در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداري اين شهر تجمع کردند.
به گزارش پارسيان نيوز، 57 تن از کارگران مجتمع هما مرغ وابسته به کشت و صنعت مهاباد، صبح روز گذشته در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداري اين شهر تجمع کردند.مطالبات تجمع کنندگان، بازگشت به کار کارگران اخراجي و افزايش دستمزدها با توجه به رشد روزافزون تورم عنوان شده است.اين تجمع آرام که از ساعت 9 صبح شروع شد، بدون گرفتن پاسخ مناسبي از طرف مسئولان خصوصا جعفر ذوالفقاري فرماندارمهاباد که به مشکلات و معضلات شهر مهاباد بيتفاوت بوده و تاکنون نسبت به اخراج کارکنان هما مرغ عکس العمل و واکنشي از خود نشان نداده است، در ساعت 1بعدازظهر به پايان رسيد.شايان ذکر است که اين تعداد از کارگران شرکت هما مرغ مهاباد، در پي درخواست افزايش حقوق و مزايا، ازسوي مديرعامل شرکت اخراج شدهاند.گفتني است در زمان مديريت اسماعيلي بر شرکت سرمايهگذاري غدير شخصي بنام دلفاني مبادرت به خريد شرکت سرمايه گذاري سبز مهاباد نمود که کل شرکت که شامل سردخانه زمزم و مجتمع کشت و صنعت مهاباد و مجتمع مرغ هما و مجتمع دامداري و صنعتي مهاباد است با قيمت بسيار نازل خريداري شد.
اعتراضات کارگران "کوير تاير" و تهديد مديريت
با وجود گذشت يک سال از اعتراضات شديد کارگران کارخانه کوير تاير بيرجند و اخراج عدهاي از کارگران بخاطر اين تحرکات، هنوز مديريت زير بار تعهدات قانوني نرفته و حقوق حقه کارگران را پرداخت نميکند.
يکي از کارگران کوير تاير با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: کم کردن اضافه کار، افزايش ساعت کار کارخانه، تشکيل شوراي اسلامي کار کارخانه و رعايت قوانين کارهاي سخت و زيان آور از جمله خواستههاي کارگران است که مديريت طي اين چند سال با آن مخالف بوده است.
او با اشاره به اينکه عملکرد مديريت و اقدامات غيرقانوني او در وهله اول به چرخه توليد و اقتصاد کشور لطمه زده است، گفت: مديريت با اخراج عدهاي از فعالان کارگري اين کارخانه سعي بر تهديد کليه کارگران به اخراج در صورت اقدامات حق خواهانه در داخل کارخانه دارد.
مطالبات تجمع کنندگان بازگشت به کار کارگران اخراجی و افزایش دستمزدها با توجه به رشد روزافزون تورم عنوان شده است.
این تجمع آرام که از ساعت 9 صبح شروع شد ، بدون گرفتن پاسخ مناسبی از طرف مسئولان ذیربط ، در ساعت 1بعدازظهر به پایان رسید.
شایان ذکر است که این تعداد از کارگران شرکت هما مرغ مهاباد ، در پی درخواست افزایش حقوق و مزایا ، ازسوی مدیرعامل شرکت اخراج شده اند.
محمد جراحی آزاد باید گردد
محمد جراحی از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری سال گذشته در شهر تبریز بدلیل فعالیتهای صنفی بازداشت و روانه زندان شد و پس از چهار روز با قرار وثیقه ده میلیون تومانی آزاد و برای کار عازم عسلویه گردید و در این مدت در آنجا اشتغال بکار داشت.
وی بدنبال تماس تلفنی دادگاه اجرای احکام با منزل مادری اش، روز 30 خرداد امسال به دادگاه اجرای احکام جهت کسب اطلاع از دلیل احضارش مراجعه میکند که همانجا او را بازداشت و روانه زندان میکنند.
دادگاه شعبه 11 انقلاب در شهر تبریز طی محاکمه ای غیابی و بدون دادن حق دفاع به محمد جراحی، وی را به چهار ماه زندان قطعی محکوم کرده است و نامبرده اکنون مدت 8 روز است که در زندان بسر می برد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن محکوم کردن بازداشت محمد جراحی و صدور حکم چهار ماه زندان برای او، خواهان آزادی فوری و بی قید شرط وی از زندان است و از تمامی کارگران، تشکلها و نهادهای کارگری در سرتاسر جهان میخواهد تا متحدانه خواهان آزادی محمد جراحی و منصور اسالو از زندان شوند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
بنابر اخبار دريافتي از كارخانه كيان تاير روز سه شنبه 87.4.4 آقاي تيمور ندايي يكي از كارگران اين كارخانه پس از مشكلاتي كه در پي 4 ماه حقوق معوقه برايش پيش آمده بود براي درخواست 600 هزار تومان كه بتواند به وسيله آن پول قسط عقب افتادة خود را پرداخت كند به مديريت كارخانه مراجعه كرده و تاكيد كرده بود كه به خاطر بدهي به من اخطاريه و حكم توقيف داده شده است اما مدير عامل توجهي نمي كند و به وي مي گويد پول ندارم و هركار مي خواهي بكن !!
وي با نااميدي از اتاق مديريت خارج شده و با كمال تاسف بر اثر فشار روحي كه بر وي وارد شده بود همان جا جلوي درب اتاق مدير سكته قلبي كرده و جان مي سپارد .
کارگرآزاري به سبک کارفرماهاي کردستاني
ابوبکر فطني کارگر کارخانه شين بافت- پيروزباف سنندج ، از روز 22 خرداد ماه سال جاري به دستور کارفرماي اين کارخانه مجبوراست ساعات کاري خود را ، در محوطه کارخانه بدون حق نشستن و ارتباط يا صحبت کردن با همکاران ، روي پاهاي خود بايستد.
وي که کارگر رسمي اين کارخانه با بيش از 10 سال سابقه کار مي باشد ، به دليل کار در شرايط سخت و طاقت فرسا ، به امراضي چون ديسک کمر، آرتروز و تنگي نخاع مبتلا شد ، که در سال 86 ، بنا به تشخيص کميسيون پزشکي (کاما) و پزشک معالج و تأييد واحد بازرسي اداره کار، ناچار به 4 ماه استراحت مي شود ، به طوريکه پزشکان برداشتن اجسام سنگين و کار کردن در حال ايستاده را براي وي ممنوع مي کنند.
گفته مي شود بعد از ابقاء به کار اين کارگر در اسفند ماه سال گذشته ، کارفرما هر روز به بهانه اي وي را مورد آزار و اذيت قرار مي دهد.
حامي اين نان آوران كوچك كيست؟؟؟!!!

سازمان ملل روز دوازده ژوئن، ۲۳ خرداد، را روز بين المللي کار اعلام کرده است و از تمام کشور هايي که کنوانسيون حقوق کودک و مقاوله نامه ۱۸۲ سازمان بين المللي کار در مورد کار کودکان را امضا کرده اند خواسته است براي محو کار کودکان اقدام کنند.
ايران هردو معاهده را امضا کرده است ، اما بر اساس گزارش ها ي داخلي در سالهاي اخير مسئله کودکان کار يک معضل جدي در جامعه ايران است.
بر اساس گزارش دفتر سازمان يونيسف در ايران، در حال حاضر بين چهار صد هزار تا يک ميليون «کودک کار» در ايران تخمين زده مي شود.
کودکان کار به کودکاني گفته مي شود که قبل از رسيدن به سن قانوني کار ناگزيراز تامين مخارج زندگي خود و خانواده وارد بازار کار مي شوند بر اساس کنوانسيون جهاني حقوق کودک افرداد کمتر از هجده سال، کودک محسوب مي شوند .
بر اساس قوانين موجود در ايران به کار گرفتن کودکان کمتر از ۱۵ سال ممنوع است و کار کودکان بين ۱۵ تا ۱۸ سال هم در مشاغل سخت و شغل هايي که ايمني آنها راتهديد مي کند ممنوع اعلام شده است.
اما,اما,واقعيت در نظام جمهوري اسلامي چيست؟؟؟!!!

پيروزي زور بر خواسته کارگران؟!
اداره کار استان خراسان رضوی بدون توجه به گزارش هیات رییسه، انتخابات اخیر هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار این استان را تایید کرد.
چندي پيش فعالان کارگري از برهم خوردن مجمع انتخاباتي کانون شوراهاي اسلامي کار استان خراسان رضوي و درگيري ميان حاضران در مجمع خبر داده بودند.
يکي از حاضران در مجمع گفت: با وجود آنکه سه نفز از ۵ عضو هيات رييسه مجمع در گزارشي مشترک با برشمردن موارد تخلف مصوبات اين مجمع را غيرقانوني اعلام کردهاند اما اداره کار استان بدون توجه به اين گزارش نتيجه اين انتخابات را تاييد کرد.
وي با متهم کردن مسوولان اداره کار استان خراسان رضوي به حمايت از اخلالگران مجمع انتخابات گفت: در حال حاضر شکايتي عليه اداره کار در ديوان عدالت اداري مطرح شده است.
مجمع انتخابات هيات مديره کانون هماهنگي شوراهاي اسلامي کار استان خراسان که قرار بود در اواخر ارديبهشت ماه برگزار شود به دليل اخلال به صحنه زد و خورد حاضران در مجمع تبديل شد.
به گفته فعالان کارگري، برخي اشخاصي که از حمايت برخي مسوولان در اداره کار استان برخوردار هستند در اين روز با جلوگيري از ورود نمايندگان کارگري به درون مجمع قصد دست بردن در آراي انتخابات را داشتند.
به گفته اين منابع در حال حاضر بر عليه اخلال گران در مجامع قضايي شکايتهايي مطرح شده است.
اخراج 40 کارگر "فرآيند کاو" طبس
اين کارگران توسط شرکت مذکور در تصفيه خانه آب طبس مشغول به کار بودند که صبح امروز تمامی کارگران از کار برکنار شدند.
40 کارگر شرکت پيمانکاری فرآيند کاو طبس، به دستور مديريت از کار برکنار شدند.
"غلامرضا محمدی" فعال کارگری در طبس با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: اين کارگران توسط شرکت مذکور در تصفيه خانه آب طبس مشغول به کار بودند که صبح امروز تمامی کارگران از کار برکنار شدند.
او با اشاره به اينکه کارگران شاغل در اين تصفيه خانه طی سال گذشته تاکنون با مشکلات عديدهای مواجه بوده و تاکنون بارها دست به تجمعات اعتراضی زدهاند، گفت: کارگران ۵ ماه است که حقوقی دريافت نکردهاند.
اخراج میکنند، تا اشتغال بيافرينند
شرکت توليدی دامکو لارستان برای سرپوش گذاردن بر وام دريافتی 5 ميلياردی اشتغال، کارگران قديمی را برای بکارگيری کارگران جديد اخراج کرده است.
"محمد حسن قوامی" فعال کارگری در لارستان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: مديريت اين واحد توليد لبنيات در اقدامی غيرقانونی کارگران باسابقه خود را اخراج کرده تا به همان تعداد کارگر جديد استخدام کند.
او گفت: متاسفانه نظارتی بر چگونگی استفاده از اينگونه وامها از سوی دولت وجود نداشته و آقايان سودجو بيتالمال را در مصارف شخصی خود بکار گرفتهاند.
سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
جوانمير مرادي و طاها آزادي از اعضاي هيئت مديره اتحاديه آزاد كارگران ايران كه در مراسم روز جهاني كارگر در شهر عسلويه دستگير و به زندان منتقل شده بودند بعد از تحمل 47 روز زندان با قرار وثيقه 10ميليون توماني از زندان آزاد شدند .
سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه برگزاري مراسم روز جهاني كارگر را حق مسلم كارگران مي داند و آزادي جوانمير مرادي و طاها آزادي را به خانواده ، اتحاديه كارگران آزاد ايران و كليه كارگران حق طلب ايران و جهان تبريك مي گويد .
اميدواريم هر چه زودتر شاهد آزادي منصور اسالو رئيس هيئت مديره سنديكاي كارگران شركت واحد و همه كارگران دربند باشيم.
با اميد به گسترش صلح وآزادي وعدالت در همه جهان
سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
نامه نوجواني که چند روز ديگر اعدام خواهد شد

جواني هستم بيست و يکساله ، هنگامي که پا به زندان گذاشتم 16 سال داشتم ، نوجواني بودم که به مانند همه نوجوانان ديگر هنوز از روياهاي کودکانه ام جدا نشده بودم ، هنوز کتابهاي مدرسه ام بود ، هنوز هراس و دلهره کنکور به سراغم نيامده بود ، دلهره شيريني که حسرتش به دلم ماند .
طي دعوايي بچه گانه به قصد ميانجيگري وارد شدم تا مبادا سر کسي بشکند يا بيني کسي خون بيايد اما نميدانم چگونه بود که جان انساني در آن غروب سياه که باعث غروب همه آرزوهايم شد گرفته شد . اما نه به همين سادگي ، از آن روز به بعد زمين و زمان دست به دست هم دادند تا مرا از کتابهايم جداکرده و به سوي چوبه دار ببرند ،
جوان ناکامي که نميدانم از کجا و به دست چه کسي زخمي شد به بيمارستاني برده شد که حتي امروز هم اتاق جراحي آن آمادگي پذيرش چنين زخمي را ندارد ، بيمارستاني که هنوز توانايي عمل بازقلب را ندارد . عمل بازقلب در چنين بيمارستاني انجام گرفت و منجر به مرگ جوان شد .
از روزي که پايم به آگاهي بازشد يا بهتر بگويم ، رفتم که بگويم من هم شاهد دعوا بوده ام روزگار من به گونه اي ديگر ورق خورد و هزاران در پشت سرم بسته شد. مدتي را که در آگاهي به سر برده ام از تلخ ترين روزهاي زندگي ام بود ،روزهاي تلخي که هر شب به مانند کابوسي به سراغم مي آيد . آنقدر شلاق و کتک خوردم ، آنقدر از سقف آويزانم کردند که ديگر اميدي به زنده ماندن نداشتم . هر که از راه ميرسيد من را ميزد ، همراه با سارق و قاتل شکنجه شدم تا يکي از آن شبها ي غيرقابل تحمل به ناچار گفتم هر چه بنويسيد و هرچه بگوئيد امضاء ميکنم ، نيم ساعت بعد کاغذي را جلويم گذاشتند . بدون آنکه بدانم درون آن چيست و چه چيزي نوشته شده بود مجبورم کردند آن را انگشت بزنم ، خدا را شاهد ميگيرم نه کلمه اي نوشتم و نه ميدانم در آن کاغذ چه نوشته شده بود. روز بازپرسي نيز گفتند که من به قتل اعتراف کرده ام ، تا من و خانواده ام به خود آمديم سايه مرگ بر زندگي ام سنگيني کرد . خانواده ام دو وکيل براي من انتخاب کردند که متاسفانه بعداً مشخص شد که هر دو قلابي بوده اند ، يعني کساني در دادگاه از من دفاع کردند که اصلاً وکيل نبودند...
گفت و گوي محمود صالحي با شهرگان
محمود صالحي: سنديکا و تشکلهاي مستقل حق ما است ولي بايد براي به دست آوردن آن هزينه بدهيم
عليرغم آنکه پينوشه يک جنايتکار بود، به دليل مصرف 10 نوع دارو، محاکمه نشد اما من که يک کارگر هستم و 13 نوع دارو مصرف ميکنم و اگر يک روز کار نکنم خانوادهام نميتوانند زندگي کنند، محاکمه شدم
اين مبارز کرد معتقد است که بايد هزينه بسياري براي احقاق حقوق شهروندي و آزادي تشکلهاي صنفي پرداخت کرد. او همچنان فعاليت سنديکايي خود را پس از آزاد شدن از زندان پيگيري ميکند و به اين باور رسيده است که پيروزي وي و همفکرانش نزديک است، چرا که فعاليتهايش آرماني و حقوق بشر خواهانهاست.
آن چه در پي ميآيد متن گفتگوي کوتاهي با اين کارگر کرد سقزي است که پس از تحمل يک سال حبس، از زندان و آينده سخن ميگويد.
آقاي صالحي شما در دوران حبس خود، با وجود وخامت اوضاع جسماني، دست به اعتصاب غذا زديد. با توجه به اينکه بسياري از حقوق شما در زندان مانند مرخصي استعلاجي و استحقاقي، درمان و بيمارستان محروم بوديد، آيا راه ديگري جز اعتصاب غذا پيدا نکرديد و آيا اين اعتصاب را مي توان اهرمي براي فشار سياسي ارزيابي کرد؟...
تظاهرات كارگران نيشكر هفت تپه

بنا به گزارش دريافتي از شهر شوش,كارگران نيشكر هفت تپه بعد از اينكه با نوشتن پلاكارتهايي از محوطه شركت به طرف شهر شوش حركت كردند قبل از رسيدن كارگران به سطح شهر نيروهاي انتظامي تمامي جاده هاي ورودي شهر را بسته و از ورود آنها به شهر جلوگيري بعمل آوردند ولي كارگران با استفاده از وسايل شخصي, خود را به خيابان مركزي شهر (چهاردستگاه)رساندن و در حدود نيم ساعت الي 45 دقيقه بيش از 500 كارگر در تظاهرات شركت كردند و با حالت كف زدن و شعار دادن شروع به راهپيمايي كردن وخود را به ميدان 7تير رساندن كه با دخالت نيروي انتظامي از حركت آنها جلوگيري شد و كارگران را با باتون و چوبهايي كه همراه داشتن سركوب كردن و متفرق نمودن در اين بين تعداد زيادي از كارگران از ناحيه سر و دست و پا مجروح شدن و 4تن از آنها بازداشت شدن كه خوشبختانه با تعهد ساعت 5 بعدازظهر آزاد كردن
نجات کارگر پس از دفن شدن در شیراز
كارگري كه براثر حفاري غيراستاندارد زيرآوار مانده بود پس از يك ساعت تلاش مأموران آتش نشاني، از مرگ، جان سالم به در برد.
بر اثر حفاري هاي غيراستاندارد پيمانكار شركت آب و فاضلاب براي كانال كشي آب در شيراز، يكي از كارگران روز پنج شنبه پنج متر زيرآوار مدفون شدكه با تلاش مأموران آتش نشاني زنده از زير آوار بيرون آمد.
مويدي، مدير آتش نشاني منطقه مركزي شيراز گفت: استفاده نكردن از ورقه هاي فلزي براي شمعبندي ديوار باعث فرو ريختن آسفالت و گير افتادن اين كارگر شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|